پیروزی یا شکست؟
اسراییل با اهدافی مشخص وارد این جنگ شد؛ نابودی توان اتمی و موشکی ایران، حذف رهبری و در نهایت تغییر حکومت اما پس از ۱۲ روز درگیری نه تنها به این اهداف نرسید بلکه با حملات موشکی سنگین ایران مواجه و در نهایت مجبور به توقف جنگ شد. از این منظر، اسراییل نتوانست به خواستههای خود دست یابد و بنابراین نمیتواند ادعای پیروزی کند.
در مقابل، ایران تنها یک هدف اصلی داشت؛ دفع تجاوز اسراییل با ضربات موشکی و وادار کردن دشمن به عقبنشینی. ایران در این زمینه موفق عمل کرد و اسراییل را به توقف جنگ مجبور ساخت. بنابراین از دیدگاه ایران، این یک پیروزی دفاعی محسوب میشود.
نکته کلیدی اینجاست که پیروزی در هجوم نظامی با پیروزی در مقاومت دو مفهوم متفاوت هستند. اگر کشوری به عنوان مهاجم وارد جنگ شود، پیروزی تنها زمانی محقق میشود که به اهداف از پیش تعیینشده خود برسد اما برای مدافع، پیروزی به معنای خنثیکردن حمله و حفظ حاکمیت و امنیت است.
در این جنگ، اسراییل در جایگاه مهاجم قرار داشت و نتوانست به اهداف خود برسد بنابراین نمیتواند پیروز باشد. اما ایران به عنوان مدافع، با دفع حمله و وادار کردن طرف مقابل به توقف جنگ، به هدف خود رسید.
سوال اساسی این است که آیا میتوان تعریف سومی برای نتیجه جنگ قائل شد؟ شاید بتوان گفت در چنین منازعاتی، گاهی نه پیروزی مطلق وجود دارد و نه شکست کامل، بلکه نتیجه به هزینههای پرداختشده و دستاوردهای استراتژیک هر طرف بستگی دارد.
اما در این مورد خاص، با معیارهای کلاسیک، ایران در موقعیت دفاعی به موفقیت نسبی دست یافت در حالی که اسراییل نتوانست به خواستههای تهاجمی خود جامه عمل بپوشاند.
در نتیجه پیروزی و شکست در جنگ بستگی به اهداف و جایگاه طرفین دارد. در این نبرد، ایران با دفع حمله اسراییل به پیروزی دفاعی دست یافت، در حالی که اسراییل به دلیل ناکامی در تحقق اهدافش، نمیتواند ادعای پیروزی کند.
این جنگ بار دیگر ثابت کرد که مقاومت در برابر تجاوز، حتی در برابر قدرتهای نظامی پیشرفته، میتواند به نتیجه برسد.
دکترای جامعهشناسی و فعال سیاسی اصلاح طلب


























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0