از جنوبِ داغ تا شمالِ سبز؛ فریادی برای جنگلهای هیرکانی
جنگلهای هیرکانی…
میراثی که میلیونها سال نفس کشیده، زیسته، ایستاده و حالا در آتش میسوزد.
میراثی که از دل تاریخ زمین برخاسته و امروز در میان شعلههایی گرفتار شده که نه فقط تنه درختان، بلکه جانِ یک سرزمین را میسوزاند.
اینجا که من ایستادهام—در جنوبیترین نقطه کشور، جایی دور از سایهسار هیرکانی—فاصلهها ناگهان بیمعنی میشود.
گرچه کیلومترها دورم، اما درد سوختن این جنگلها را با تمام وجود حس میکنم.
زیرا وقتی جنگل میسوزد، ریههای وطن میسوزد.
وقتی برگهای هیرکانی خاکستر میشوند، نفَس آینده ما دود میشود.
جنگلها فقط برای شمال نیستند؛
برای همه ما هستند. برای ایران. برای زمینی که خانه مشترک ماست.
هیرکانی تنها چند درخت نیست؛
بخشی از حیات زمین، بخشی از تاریخ، بخشی از هوایی است که ما در جنوب، مرکز، شرق و غرب تنفس میکنیم.
این جنگلها طی هزاران سال به تعادلی رسیدهاند که با یک آتش کوچک، یک سهلانگاری ساده، فرو میپاشد؛ و بازسازی آن شاید صدها سال طول بکشد.
امروز بیش از هر روز دیگری باید بدانیم: تکتک ما باید دلسوزانه، عاشقانه و مسئولانه از گنجینههای طبیعی کشورمان محافظت کنیم.
نه فقط بهخاطر درختان، بلکه بهخاطر آیندهای که قرار است فرزندانمان در آن قدم بزنند و نفس بکشند.
هر رفتار کوچک و هر آگاهیبخشی، میتواند جان یک درخت، یک زیستگاه، یا حتی یک فصل از آینده را نجات دهد.
و هر بیتفاوتی ما، زخمی تازه بر پیکر طبیعت خواهد بود.
بیایید کنار هم بایستیم…
برای هیرکانی، برای ایران، برای زمین.
جنگلها برای همه ماست و حفاظت از آن وظیفه مشترک ماست.
























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0